X
تبلیغات
رایتل

چپ دست

یک چپ دست می نویسد !‌

جمعه 7 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 11:24 ب.ظ

من و خودم

سرفه پشت سرفه و سر درد شدید بعد از دو هفته سر ما خوردگی هنوز اینا برام باقی مونده ... ما دیگه دست از دارو کشیدیم . دست به دعاییم برای خوب شدن !!!

آذر همم اومد .. عمرمون مثل برق و باد میگذره .. خدا کنه همیشه خوب بگذره .. خدا کنه مغزمون یعنی فکرمون سالم باشه که اگه نباشه بیچاره ایم .. واقعا چند نفرمون اینطوری هستیم . با فکر سالم زندگی میکنیم .. من هر روز نیستم .. روزهای کمی از ماه سالم سالمم .. و همیشه دارم بهانه ایی برای زخمی شدن .. اما خسته ام از این حال ...

خدا همیشه با منه .. همیشه گرمای وجودش رو حس میکنم ... اون همیشه ی همیشه هست اما من بعضی وقتا انگار فراریم ازش و بدترین ضرر ها رو همون موقع میبینم ..

از تابستون تا الان بیشتر بهم سخت گذشته نه از لحاظ فیزیکی و مادی بیشترین سختی این روزهام سختی معنوی و روحی بوده که داشتم .. آخرای تابستون بود که با تممام وجودم لمس کردم ، حس کردم که موجوداتی جز ما انسانها هم اینجا پیش ما زندگی میکنن .. خنده داره .. اما انگار خیلی هم جنبه ام بالا نبود برای پذیرفتن این موضوع .. میدونی اینکه بشنوی و بدونی که هست با اینکه لمسش کنی فرق میکنه .. تازه برای من فقط دیدن یکی از نزدیکانم بود .. که توی زندگیش دگرگونی هایی به وجود اومده .. من ننتوونستم به ترسم غلبه کنم ! نتونستم ..

نابود شدن زندگی کسی که خب دوستش داشتم و مثل برادر بود برام سخت بود .. گرچه باعث و بانی تمام اتفاقات ناخوشایند زندگیش خودش بود و حتما پدر و مادری که فکر میکردن بهترین راه ها ممکن رو توی زندگیش میذارن و اون حالا یک بچه دو ساله داره و داره دست و پا میزنه که خودش رو از توی منجلاب این همه سال بیرون بکشه !!

چیز بزرگی که این مدت واقعا بهم فشار وارد کرد وواقعا فشار عصبی بزرگی بود .. بی احترامی بزرگی بود که از طرف پسر بچه ایی که فکر میکنه خیلی بزرگ شده به من و همسرم شد .. و من رو واقعا بر خلاف میلم ( البته به خاطر اطرافیان) مجبور کرد که کولاک بزرگی رو راه بندازم .. خنده دارش این بود که آقای سیبیل رو مجبور کردم که ساکت بمونه و آرامشش رو حفظ کنه و نذاره از شخصیت خوبی که داشته کم بشه و اون به خاطر من قبول کرد و چند دقیقه بعد خودم منفجر شدم ! جالبه که اصلن پشیمون نیستم و خیلی هم از خودم راضیم .. راضی راضی ...

 * موضوع پایان نامه ام کاملا مشخص شده ..  و یک موضوع کاملا متفاوت با موضوعی که در نظر داشتمه .. دارم روش کار میکنم و اتود میزنم .. هفته ی دیگه باید اتود هام رو جمع بندی کنم و تحویل استاد بدم تا بریم تو کار رنگ و این حرف ها .. خلاصه که کلی مشغولم ..

* زیتون جانم ببخشید که سوال شما انقدر دیر پاسخ داده شد :

پونه از خانواده نعناع است وبرای هضم غذا مفید می باشد جویدن نعناع و پونه برای بر طرف کردن سکسکه مفید است و ضد تشنج  و آرام کننده اعصاب است به درمان اسهال و بیماری های روده ای کمک می کند همچنین حاوی مقدار زیادی ویتامین a , b , است.

خواص درمانی : پونه کوهی از بهترین گیاهان تقویت کننده بشمار می رود مصرف پونه کوهی کار روده ها را منظم می کند درد معده و بی اشتهایی را تسکین می دهد و برای ناراحتی های کبدی بسیار موثر است دم کرده پونه برای اسهال اسهال خونی و اسهال های باسیلی و همچنین ناراحتی های عصبی اختلالات گوارشی مفید و موثر است دم کرده پونه تقویت کننده خوبی است اگر گاهی پس از صورف غذا در معده احساس سنگینی نمودید و یا غذا را ترش کردید و یا به کلی ناراحت شدید می توانید از این دم کرده استفاده کنید.

نظرات (2)
+ زیتون
میبینم که جواب زیتون جانتو دادی
خسته نباشی


خب... نصف ماجراهای این پستو خبر داشتم.
اما اون قسمت ماورایی چیه که نوشتی؟
یعنی واقعا با این ماجراها درگیر شدی؟ حس کردی و لمس کردی؟ آیدااااا من قلب ندارماااا....
یکشنبه 23 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 05:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نهال
خانم زیبا حسابی خسته نباشی
این پونه چیزیه که مامان من خیلی وقته درگیرشه و خیلی بهش ایمان داره میگه سنگش با همین پونه خوب شده !
پنج‌شنبه 11 دی‌ماه سال 1393 ساعت 03:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :