X
تبلیغات
رایتل

چپ دست

یک چپ دست می نویسد !‌

دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 03:54 ب.ظ

چند نوشت ...

*مثل بازی میمونه ..تمام کتابای تاریخ هنر رو دور تا دورم چیدم و جزوه ی گنده بکو زشت درک عمومی هنر رو هم گذاشتم وسطشون ..هر مبحثی رو اول از روی دونه دونه کتابام میخونم و بعد از روی جزوه ام و نکات مهم تر ترشون رو نت برداری میکنم ...(از این لحاظ میگم مهم تر تر چون لای هر کتاب بیشتر از صفحات خودش ورق وجود داره که همه ی نت برداری های بنده در طی چند ماه ی اخیره !!) و بعد تست میزنم !! و احساس میکنم کارم خیلی حرفه اییه !! ( یه خنده ی تمسخر آمیز) .. 

وقتی به تکته ها و نت برداریهام نگاه میکنم با خودم میگم پس تو اینا رو حداقل دو دور خوندی ..اما بازنگرانم چون الان دارم تنبلی میکنم !! تا حالا به خودم نگفته بودم تنبل اما این یه واقعیته !!  تنبل و پر توقع ... این دو خصوصیت همیشه با هم در تضادن .. و همیشه درون من در حال کشمکش . و آخر سر هیچی نمیمونه جز کلافگی برای من ... بیشتر وقتا نه کار مفید انجام میشه نه لذتی از لحظاتی که دارم خوش میگذرونم میبرم ! ام خسته میشم .. این جنگ درونیه که منو خسته میکنه ! 

 

**چند وقته که روحم به شدت درد میکنه ... دارم اذیت میشم .. اذیت میشم و هیچکس نمیفهمه .. بیماری ایی که نمیدونم چیه .. آسیبی که بیشتر به جسمم بزنه روحمو داغون میکنه .. و هیچکس نمیفهمه که چطور منو از درون خراب میکنه !! میدونم که بالاخره دررست میشه ..اما همین الانشم احمقانه اس حاللتایی که دارم !!! هر چی فکر میکنم به نتیجه ایی  نمیرسم ! میدونم همشون از دستم خسته شدن .. میدونم حوصله اشون رو سر بردم ..اما خسته تر و کلافه تر از خودم نیستن !!! میگنخودتو کنترل کن .. میگن سعی کن خودب باشی .و من دلم میخواد یه روز همشون رو ردیف بشونم جلو وبلند سرشون داد بزنم که لعنتیا چرا نمیفهمین .. من خودمو لوس نمیکنم ..  غر هم نمیزنم .. واقعا هیچ کنترلی روش ندارم !! انقدر یهو پیش میاد که من نمیفهمم کی اومد و چی شد ... همون دردی که توی بدنم میپیچه یک دفعه تمام روحم رو هم میگیره ... با یه سرگیجه یا سردرد .. با یه زهر ماری که خودمم نمیدونم چیه !!  

(خیلی ناراحتش نشین لطفا ... خوب میشه .. فقط دلم یکم زیادی پر بود ... میدونم یه جوری حرف زدم انگار سرطانه !!! ببخشین دوستان !‌ ) 

 

***نوش میگه : میخوام فردا برم سمنوی حضرت زهرا هم بزنم . 

من یه هو با هیجان میگم: میدونی دلم چی میخواد ؟  

اونم توی جو معنوی خودش به هیجان میاد و میگه :  چی ؟ 

میگم :خیلی دلم میخواد برم کلاس رقص !!!!!!!! 

 

 

****بهم میگه : دختری توی رویاهای من وجود نداشته .. رویاهای آدم با کسی شکل میگیره که دوستش داره .. 

بهش که فکر میکنم میبینم دقیقا همون ایده آلی که هیچ وقت توی ذهن من نبوده .. و همیشه فکر کردم وقتی کسی رو دوست داشته باشم میشه بهترین رویاهام و زندگیم... و حالا میدونم که دوستش دارم .. :)

 

پ.ن : همچنان تلفن قطعه .. حالا جریان طولانی ایی داره این تلفن ما که باور کنین تقصیر من نبوده .. حداقل همش تقصیر من نبوده ...  

نظرات (17)
از این سرطانا همه گاهی می گیرن
دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 06:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه نه ... فکر نمیکنم .. همگانی نیست قربونت برم :))
+ نهال
به به !بلاخره آیدا نوشت !
خوبه که مییخونی ...
خبرای خوبی در راه ه انگاری !
دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 06:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیگه الان نمیخونم ... حالا قراره که این یه ماهم بخونم .. آخر کاری یه جورایی دارم گند میزنم !!!
سلام
این روزهام می گذره دوستم.
می دونی بعضی وقتا بعضی حسا رو کسی نمی فهمه جز خود آدم .چون اون حسا ماله خوده آدم.
راستی کلاسه رقصم برو حتما الان که قطعا وقت نیس بعده کنکور ایشالا.
سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:22 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخ آره ...الان آخه هم ایروبیک میرم هم استخر ... اگه بشه بعد کنکور برم که عالیه ...
+ نوشزاد
ای بابا خوشگلم نا با تو چه کنیم آخه؟
ایشالا خدا خودش توی همه مراحل زندگیت موفقت کنه و حال جسمی و روحیت خوبه خوب شه...
موافقم این حس کلافگی بیشتر آدمو خسته و داغون می کنه
سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باید سرمو ببرین بندازین جلو گربه بخورتم :)))

گوربونت برم ...
تا می تونی وزرش و ورجه ورجه کن تا انرژی منفیت تخلیه شه
خوش باشی
چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 02:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخه این انرزیه هم که تخلیه میشه با ورزش بقیه روزو دلم میخواد بخوابم :))))
+ صالح http://saleh.com
سلام



امیدوارم که موفق باشی
پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:41 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ نفرین http://Nefrin.com
http://irupload.ir/images/4pkvk5ami09nof2mceq.jpg


http://irupload.ir/images/roihz1fu1fen22l1ri0q.jpg


http://irupload.ir/images/4ncqbqu3lfapnprzeou.jpg
پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
مرسی از حضورتون.
قبض تلفن ایندفعه ما هم خیلی می یاد.
خدایا خودت.
دوشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 08:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
امروز ، دهم خرداد تولد برفینه!
نمی خوای بهش تبریک بگی؟
دوشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
گربه کوفت بخوره!!!
سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ پریسا
سلام آیدا خوفی خوشی؟
منو نمیشناسی عیب نداره :)
راستی آیدا جریان کتاب هنر و کنکور چیه؟
ببخشید من در جریان نیستم آخه
هر جور هست از ته دلم آرزوی موفقیت برات میکنم
راستی این حالتا که میگی پیش میاد واسه همه بروبچ هست تا اونجایی که من خبر دارم.
ایشالله موفق باشی و خوشحال و راضی و اینا:)
دوست دارم زیاد زیاد:)
چهارشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ...
آره .. چرا حالا انقدر بی نام و نشون ؟ یعنی نشناسم ؟

نه عزیز دلم واسه همه نیست ... (دوست ندارم خیلی مساله رو باز کنم اینجا) :)

ممن.نم از دعاهات ... و ممنونم از اینکه اومدی پیشم ...
منم دوست دارم با اینکه نمیدونم الان کی ایی و کجایی ..:)
+ جیغ
سلام
خیلی خوشحالم که تلفن تون نصب شده نه ببخشید وصل شده.....
انشالله که بعد امتحاناتت دوباره زود زود ببینمت...
من متولد 24 دی ماه هستم.....
پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:21 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم خوشحالم ..ایشالا ..
آخی من دخترای دی رو دوست میدارم ...
خوش به حالت
واقعا بدترین درد دنیا همون دندون درده
راستی من معماری می خونم
پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره ... نه بدتر از اون گوش درده ... من خیلی کشیدم .میدوونم ..
واقعا کلاس رقص که خیلی هیجان انگیزتر از سمنو هم زدنه
هنر:))چقدر عالی
داری کارشناسی ارشد می خونی؟
پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه سمنو پزون هم یه صفایی داشت ..(منم رفتم باهاشون)
رقصم که خب کا هیجانات خاص خودشو داره :)

وای کاش ارشد میخوندم .. ولی متاسفانه به دلیل انصراف از رشته ایی که میخوندم و مثلا علاقه ایی که به هنر داشتم میخوام کنکور هنر بدم !! :)‌
+ ایتیر مه منی ... http://www.ashrafi.blogsky.com
سلام

با یه متن دیگه بروزم ، بیا و کلبه مو با حظورت نورانی کن.
یکشنبه 16 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:47 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ..چششم ..حتما خدمت میرسم :)
+ ایتیر مه منی ... http://www.ashrafi.blogsky.com
غرور چه واژه ی سردی .....

به روزم ..
جمعه 21 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدمت رسیدم :)
+ ایتیر مه منی ... http://www.ashrafi.blogsky.com
سلام

به روزم و منتظر ......
دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :